|
|
|
|
|
به گزارش منابع نزدیک به تیم کوهنوردی چینی حامل مشعل المپیک به قله اورست امروزشنبه اول ماه مارس برابر با 11 اسفند آنها آخرین تمرینات خود را در کمپی به فاصله صد کیلومتری از شهر لهاسا در تبت جهت بالا بردن توان خود در حمل مشعل به قله آغاز نمودند.
اعضای این تیم 31 نفره که توسط انجمن دولتی کوهنوردان کشور چین انتخاب شده اند در کمپی به ارتفاع 4300 متر از سطح دریا گرد هم آمده اند. کشور چین تصمیم به حمل شعله المپیک به قله 8848 متری چومولونگما در تبت ، وانتقال آن به مشعل ویژه ای بر فراز آن دارند. این مشعل به گونه ای طراحی شده است که نه تنها در برابر تندبادهای اورست خاموش نمی شود بلکه حتی قادر به تحمل شرایط سخت سرما و کم اکسیژنی قله هم می باشد. هدف از این این تمرین 10 روزه که آخرین دور تمرینات شروع شده در سپتامبر گذشته می باشد، هم هوایی با شرایط ارتفاعات بلند رشته کوه هیمالیا می باشد. مربیان تیم قصدشان بردن روزانه تیم به ارتفاع 6200 متری در مدت زمان 7 ساعت درطی این دوره تمرینی می باشد. ناظر تیم درباره این صعود می گوید:" این یک ماموریت سیاسی می باشد بنابرین باید آن را با موفقیت به پایان برسانیم". دولت چین جهت انجام این برنامه که آن را " حادثه قرن" می نامند مبلغ 20 میلیون یوان معادل 2 میلیون و هشتصد و ده هزار دلار هزینه نموده است. در این تیم 22 تبتی هم حضوردارند که به گفته یکی ازاعضای اصلی انجمن کوهنوردان،نشانگر سیاست مصالحه ای می باشد که دولت کنونی چین قصد دستیابی به آن را دارد. بانوی 21 ساله تبتی عضو تیم می گوید: " دو سال پیش قله را صعود کرده ام بنابرین کاملا اعتماد به نفس دارم." بنا به گفته عضو 26 ساله و مذکر تبتی که در ماه مه سال گذشته در تمرین روشن نمودن مشعل حضور داشت " تحت شرایط عادی با این شدت تمرین نمی کنیم ، اما از ماه سپتامبر گذشته بشدت در حال تمرین می باشیم."به گفته او روشن نمودن مشعل بر فراز اورست کاری ناممکن نمی باشد. پس از پایان تمرینات تیم به لهاسا باز می گردد.سپس این تیم کمپی را در ارتفاع 5120 متری برپا خواهد نمود.در این کمپ بیش از 300 نفر شامل اکیپ تلویزیون و هواشناسان خبره حضور خواهند داشت. در اواخر ماه آوریل این تیم در مسیر صعودشان به قله چهار کمپ برقرار خواهند نمود با این تصور که اواسط ماه مه شعله المپیک را به این قله بیاورند.در طی این مدت تغییرات آب و هوایی را هم با دقت بسیار تحت نظر خواهند داشت. 24 مارس شعله المپیک در آتن روشن می شود و توسط هزاران ورزشکار به پکن حمل خواهد شد. پس از ورود به پکن ، این شعله به دو بخش تقسیم شده و جهت برگزاری بلندترین مراسم به قله اورست حمل خواهد شد. ترجمه ای از سعید هاشمی نژاد منبع: سایت aol.com اول ماه مارس 2008 نقل از http://mountainking.blogfa.com/ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 1:15 توسط یاسین
|
|
||
|
|
|
|
|
صعود به قله آغری داغی (آرارات بزرگ ) در کشور ترکیه - شهریورماه 85 بر فراز قله 5300 متری طبق هماهنگی قبلی با هیئت استان در روز19 شهریورماه صبح ساعت 6 به همراه دوست و همنورد صابر قصابی که ساکن تهران می باشد راهی محل قرار شدیم حدود ساعت 9 از تبریز راه افتادیم بطرف مرز بازرگان ساعت 3بعد از ظهر از مرز گذشتیم و در ساعت 4بعد از ظهر در جلو هتل ارارت شهر مرزی دوغوبا یزید ترکیه بودیم در هتل استقبال خوبی از ما نشد ولی امید صعود به قله همه ناملایمتی و بی مهریها را قابل تحمل می کرد بعد از بحث و بررسی طبق نامه صبح ساعت 7 صبح به وسیله یک وانت به طرف دامنه حرکت کردیم و ساعت 9 صبح قله زیبای آغری داغی با تمام عظمتش در برابر دیدگان بشاش 12 نفر از کوهنوردان که اکثرا مسئولان کوهنوردی شهرستان استان بودند قرار داشت حرکت را به طرف پناهگاه اول شروع کردیم که در ارتفاع 3300 قرار دارد بعداز 4 ساعت در پناهگاه اول باد شدیدی به همراه رگبار ما را برای لحظاتی زمینگیر کرد معمولا در این پناهگاه برای یک شب استراحت می کنند . ولی طبق توافق قبلی اعضای گروه که مسئولیت آن به عهده آقای بهتاش بود و راهنمایمان که آقای جمعه که از طرف فدراسیون ترکیه همراه ما بود و در طی 2 ماه 29 صعود به همراه تیمهای کشورهای مختلف به قله داشت به طرف پناهگاه دوم راه افتادیم ساعت 30/3 در پناهگاه بودیم افراد دیگر کوله های سنگین خود را بار قاطر کردند ولی من با حمل کوله خود دچار مشکل بودم چون چنان فشاری کتفم وارد می کرد درد شدید گرفته بود که مجبور به حمل کوله در یک دوش خود شدم به هر زحمتی بود نسبتا راحت به پناهگاه دوم رسیدیم و بلافاصله چادر ها را بر پا کردیم و با اتمام کار چادر زنی چنان بادی شروع به وزیدن کرد و ابرهای سیاه اطرافمان را احاطه کردند که انگاری شب است از ترس صاعقه که به علت مغناطیسی بودن آرارات هر لحظه امکان برخورد با ما را داشت در چادر ها پناه گرفتیم و تا ساعت 12 شب حتی نتوانستیم از چادر بیرون بیائیم و این بر نگرانیمان افزود که نتوانیم به قله صعود کنیم چون مدت مجوز در منطقه 3 روز می باشد و افزون بر آن گروه آلمانیها که با امکانات غیر قابل وصفشان 2 روز بود که موفق به صعود نشده بودند ابراز داشتند که هواشناسی آلمان به آنها اعلام کرده در روز های آینده هوای مناسبی برای صعود نخواهد بود و آنها به ما پیشنهاد کردند که با آنها بدون صعود به پایین برکردیم ولی با عنایت خداوند متعال صبح ساعت 4 با آماده شدن فوری به طرف قله به راه افتادیم و راهنمای ایرانی آقای امیر فرجی از طرف شرکت کوهنوردی اطهر تبریز جهت پشتیبانی با یک نفر دیگر در پناهگاه ماندند در ساعت 30/5 طلوع آفتاب دل انگیز صحنه ای بدیع و غیر قابل وصف از سایه آرارت در فضای مجازی تشکیل داد( که در مرور ذهنیاتم مرا با خود به قله دماوند که 5 صبح طلوع در قله اینچنین منظرهای را دیده بودم برد ) که همه را واله و شیدای زیبایی خود کرد و در مقابل دیدگانمان آرارات کوچک چشم انداز زیبایی به وجود آورد در ساعت 6 صبح در روی یخجالهای دائمی قرار گرفتیم و با احتیاط تمام به طرف قله حرکت کردیم ( لازم به توضیح است به گفته راهنمای ترکیهای آقای جمعه یک هفته قبل از ما در همین یخچالها 2 نفر کوهنورد ایتالیایی و ترکیهای گرفتار طوفان شده و جان خود را از دست داده بودند ) و ساعت 30/7 در قله زیبا و پوشیده از یخ آغریداغی بودیم و یکدیگر را پیروزمندانه در آغوش کشیدیم من و همراه عزیزم صابر تک تک دوستان کوهنورد همشهری و همنورد خود را به نام یاد کرده و اسمشان را با صدای بلند فریاد زدیم و یادشان را گرامی داشتیم تا نامشان در دل کوهها به یادگار طنین انداز شود . بعداز توقفی به یاد ماندنی در قله ( لازم به توضیح است در قله شکاف یخی نه چندان عمیقی وجود دارد که موجب ایمن ماندن 4 نفر کوهنورد از طوفان شده و با وارد شدن در آن از مرگ حتمی جان سالم بدر برده بودند ) در ساعت 9 به پناهگاه رسیدیم و دیدیم که گروه آلمانی بعداز سه روز با آن همه امکانات و سایل خود را بار قاطرها کرده و به پائین سرازیر شدند ودر ساعت 3 بعداز ظهر همانروز در هتل خستگی دلپذیر صعود به قله ر ا با یادآوری زیبائیها از تن بدر کردیم و این برنامه از شروع صعود تا پایان آن در حدود 30 ساعت انجام شد که در نوع خود صعودی عالی و موفق بود و آرزوی صعودی دیگر و قرار گرفتن در قلهای دیگر در این جهان پهناور را به همراه دوستان همنورد را با خود در دل نگهداشتیم تا باهم بودنی دیگر . جا دارد از آقای بهتاش که به عنوان سرپرست از طرف هیات استان همراهمان بود نیز سپاسگذاری شود . گزارش از یاسین کاسبی |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 1:27 توسط یاسین
|
|
||
|
|
|
|
|
کوله پشتی خانه کوچک کوهنورد یکی از دشوارترین تجربههای برنامههای اردویی و کوهنوردی توانایی و تفکیک و چیدن وسابل و مواد غذایی ضروری و مورد نیاز در کوله پشتی به طور صحیح برای اجرای برنامه بهتر است . هیچ چیز نمیتواند به اندازه عرق ریختن زیر بار سنگین و خسته شدن از به کول کشیدن مواد و وسایل غیر ضروری داخل کوله پشتی حال انسان را بگیرد . کاری که افراد مبتدی و کم تجربه انجام میدهند احتمال بروز حوادث و آسیبهای جدی را افزایش میدهد . ویژگیهای یک کوله پشتی خوب : کوله پشتی باید راحت و جادار باشد و برای جلوگیری از وارد آمدن فشار به ناحیه پشت به وسیله میله آلومینیومی ( زین ) فاصلهای بین پشت کوهنورد و کوله ایجاد میگردد که فشار بار را به قسمت بالای رانها منتقل می کند . در نتیجه فشار کمتری به کمر و شانهها وارد میگردد . کوله پشتیها باید بلند باشد نه پهن . گنجایش کوله پوشتی باید متناسب با کاربرد مورد نظر باشد . برخی کوله پشتیها از این بابت قابل تغییر میباشند و بندهای فرعی برای تغیر شکل و اندازه دارند . گنجایش یک کوله پشتی را بر مبنای حجم آن به لیترحساب میکنند . این حجم حداکثر مقداری است که میتوان بار در کوله پشتی جای داد . توصیههای ساده سودمند : لازم است هنگام خرید کوله پشتی توجه نمایید که کوله پشتی مورد نظر دارای بند و بست مخصوص برای بستن و حمل زیر انداز و کلنگ باشد چرا که در غیر این صورت حمل این دو وسیله در جایی با مشکل و درد سر همراه خواهد بود . همچنین بندهای مربوط به روی شانه در کوله پشتی به اندازه کافی پهن و لایهی نرم و مناسب باشد . این مساله جهت حمل بار بسیار مهم است . با آرزوی موفقیت برای تمامی همنوردان عزیز گرد آورنده : محمد رضا مولوی – دبیر هیئت کوهنوردی هشنرود |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 1:20 توسط یاسین
|
|
||
|
|
|
|
|
زندهیاد محمد اوراز در هشترود در غروب یک روز شهریورماه پائیز 80 دو نفر با کفشها و کولههای کوهنوردی وارد موسسه کامپیوتر سهیل شدند در نگاه اول میشد تشخیص داد که یکی از آنها خارجی است از دستنوشتهها و تحقیقات خود و ارسال آنها به انگلیس کپی میخواست . من کپی عکس دریاچه ساوالان را که یکسال قبل گرفته بودم به دیوار زده بودم یکی از آنها که بعداً متوجه شدم محمد اوراز هست با دقت عکس را نگاه میکرد بعد رو کرد به من و گفت به کدام کوهها رفتهای و من هم بیخبر از همه جا بادی به غبغب انداخته و گفتم دماوند ، ساوالان ، علمکوه و تفتان و .... همینطور که میشمردم با خونسردی و با متانت خاصی که مخصوص مردان بزرگ است کارت شناسائی خو را در آورد و بدون هیچ حرفی به من داد خدا یا چه میدیدم روی کارت نوشته بود محمد اوراز فاتح اورست با شرمندگی و صممیت و شادی زایدالوصفی گفتم آقا محمد ما جایی نرفتیم همین دوربرها میگردیم و وقتی کارشان تمام شد توضیح داد که همراهش یک انگلیسی به نام رودویک استوارت شاعر و محقق انگلیسی است که جهت تحقیقات تاریخی و فلسفی پیاده از بازرگان راه افتادهاند و مقصد نهاییشان چاهبهار میباشد و کل مسیر را پیاده طی میکنند و محمد اوراز نیز به عنوان مترجم و راهنما او را همراهی میکرد با تاسف اینکه یک قهرمان ملی ما باید جهت کسب درآمد با زیر پا نهادن علائق خود به عنوان راهنما در خدمت یک بیگانه باشد ولی دیدار محمد برایم خیلی جالب بود محمد اهل شهر نقده (سولدوز) بوده و شخصیتی منحصر به فردداشت . بعداز دو روز اقامت در هتل پرفسور هشتر یادش گرامی و روحش شاد . |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 1:15 توسط یاسین
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 20:57 توسط یاسین
|
|
||
|
|
|
|
|
محمود شعاعي رييس فدراسيون كوهنوردي شد
در مجمع انتخابات رياست فدراسيون كوهنوردي با حضور كيومرث هاشمي رييس مركز توسعه ورزش قهرماني برگزار شد و محمود شعاعي براي چهار سال به عنوان رييس فدراسيون انتخاب شد. همچنين اقبال افلاكي به عنوان دبير، ميكائيل مروتي نايب رييس، سيد مرتضي معصومي خزانهدار، سيد مرتضي موسوي بازرس و رضا زارعي به عنوان خبره ورزشي فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي انخاب شدند. در پايان مجمع انتخابات رياست فدراسيون كوهنوردي بنا به پيشنهاد «شعاعي» رييس فدراسيون و موافقت اعضاي مجمع نام اين فدراسيون به فدراسيون كوهنوردي و صعودهاي ورزشي تغيير يافت. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 22:25 توسط یاسین
|
|
||
|
|
|
|
|
داستان درباره يك كوهنورد است كه مي خواست از بلندترين كوه ها بالا برود. او پس از سال ها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز كرد ولي از آنجا كه افتخار كار را فقط براي خود مي خواست، تصميم گرفت تنها از كوه بالا برود. شب بلندي هاي كوه را تماما دربر گرفت و مرد ديگر هيچ چيز را نمي ديد. همه چيز سياه بود. اصلا ديد نداشت و ابر روي ماه و ستاره ها را پوشانده بود. همانطور كه از كوه بالا مي رفت ، چند قدم مانده به قله پايش ليز خورد و در حالي كه به سرعت سقوط مي كرد ، از كوه پرت شد. در حال سقوط فقط لكه هاي سياهي را در مقابل چشمانش مي ديد. احساس وحشتناك مكيده شدن به وسيله قوه جاذبه او را در خود مي گرفت. همچنان كه سقوط مي كرد ، همه رويدادهاي خوب و بد زندگي به يادش آمد. در آن لحظه فكر مي كرد كه چقدر مرگ به او نزديك شده. ناگهان احساس كرد كه طناب به دور كمرش محكم شد. بدنش ميان آسمان و زمين معلق شده بود. در اين لحظه چاره اي جز آنكه فرياد بكشد : " خدايا كمكم كن! " ، برايش باقي نمانده بود. ناگهان صداي پرطنيني كه از آسمان شنيده مي شد ، جواب داد : " از من چه مي خواهي ؟ " - خدايا نجاتم بده ! - واقعا باور داري كه من مي توانم نجاتت بدهم؟ - البته كه باور دارم. - اگر باور داري طنابي را كه به كمرت بسته شده ، پاره كن ... يك لحظه سكوت ... و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو به طناب بچسبد. گروه نجات مي گويند، روز بعد يك كوهنورد يخ زده را پيدا كردند. بدنش از يك طناب آويزان بود و با دست هايش محكم طناب را گرفته بود ... او فقط يك متر از زمين فاصله داشت !!! و شما ؟ چقدر به طنابتان وابسته ايد ؟ آيا حاضريد آن را رها كنيد ؟ در مورد خداوند يك چيز را نبايد فراموش كرد : هرگز نگوئيد كه او شما را فراموش كرده و يا تنها گذاشته. هرگز فكر نكنيد كه او مراقب شما نيست. به ياد داشته باشيد كه او همواره شما را با دست راست خود نگه داشته است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 0:43 توسط یاسین
|
|
||
|
|
|
|
|
نوک قله (سرمقاله) : فصل بهار و به خصوص اردیبهشت که از زیباترین ایام سال است . عطر و شمیم گلهای بهاری و شکوفههای درختان جان را نزهتی بیوصف میبخشد و گردش در طبیعت ،کوهنوردی و رفتن در عمق طبیعت ، آدمی را که از سردی زمستان فسرده به امید بهار خوش بوده روح و روان نشاط و شادابی مییابد . در سال های گذشته نه چندان دور معدود کوهنوردان شهرمان در تاریکی سحر به کوه می رفتند و در ظلمات شب با فرو کردن کوله پشتی در گونی خود را از شماتت و خوردن برچسب های لایعقل به ظن خود دور نگاه می داشتند و این غم خود را جز با طبیعت بازگو نمیکردند. ولی با افزایش ارتباطات و پی بردن بشر به اینکه باید فریادها و عقدههای خود را نباید بر سر همنوعان خود خالی کرد بلکه با رفتن به طبیعت شادیها را باهم تقسیم کرد . فرهنگ زیبا ، دلچسب و روح ساز طبیعتگردی ، کوهپیمایی و کوهنوردی جای خود را در نزد جوانان و خانواده های شهرمان باز کرده و باید اذعان داشت بیشک وجود طبیعت بکر و زیبای قلعه زهاک و دربندهای آن در این امر بزرگترین عامل به شمار میآید . و حال برهمه ما مردم و مسئولین واجب و ضروری است که از این نعمت و امکانات خدادادی به هر نحو ممکن پاسداری و با تمام وجود از آن نگهداری کنیم و دست سوء استفادهکنندکان را کوتاه نمائیم تا سرمایهای باشد برای نسلهای آینده که اگر لطمهای جبرانناپذیر به این طبیعت وارد آید فرزندان و آیندگان ما حق دارند ما را سرزنش و مورد عتاب قرار دهند و لذا لازم است حال که در این فصل به کوهپیمایی میرویم با پاشیدن مشتی تخم چمن در جاهای مستعد و حتی نشاندن در ختی در جاهایی که باریکه آبی وجود دارد در سرسبز کردن و زیبا کردن این محیط سهیم باشیم . هیات کوهنوردی هشترود در دو سال گذشته با فعال کردن اعضای هیئت و ترتیب برنامههای صعود به قلههای بلند برای بانوان و آقایان سعی در زمینه سازی در امر کوهپیمایی و کوهنوردی را دارد و با وجود استعدادهایی که وجود دارد جوانان فعال در این زمینه میتوانند در صورت اختیار داشتن امکانات فاتح قلل اورست وقلههای بلند دنیا باشند و با مذاکرات و پیگیریهایی که انجام گرفته در صورت نصب دیواره سنگنوردی مصنوعی در سالن جداید الاحداث 2000 نفری شاهد شکوفایی استعداد جوانان این منطقه و حضور آنها در عرصه مسابقات کشوری و جهانی در رشته ورزشی دیواره سنگنوردی مصنوعی که از نظر ایمنی از مطمئنترین رشتههای ورزشی دنیا میباشد خواهیم بود . اعضای هیئت کوهنوردی هشترود آماده دریافت پیشنهادات و انتقادات و کمکهای دوستداران کوه و طبیعت برای رونق بخشیدن به فعالیتهای خود را اعلام نموده و دست همه را به گرمی میفشارد . مسئول هیات کوهنوردی هشترود یاد همنوردان سفر کرده استاد محمد واعظی : هر که با مرغ هوا دوست شود خوابش آرامترین خواب جهان گردد محمد را از دوران تحصیلی راهنمایی میشناختم و به تعبیری یار دبستانی بودیم و هنوز هم نقاشیهای زیبایش را دارم که با قلم زیبایش به یادگار برایم ترسیم کرده بود تک درختی با برگهای پهن در یک غروب دل انگیز همچنان که رفتنش نیز رویایی بود . به قول یک شاعر مرگ زیباست مرگ در میدان .... مرگی در میان امواجی که به دریا آن وسعت بیبدیل پاکی میریزد . وقتی صفحات زرین زندگی مملو از هنرش را ورق میزنیم جز زیبایی و دلفریبی چیزی نتوان دید عاشقانه زیستن و در خدمت به خلق خدا جان عزیز را فدا کردن و در نهایت به واژه معلم و هویت بخشیدن با سلوک و پرواز عاشقانهاش یادش گرامی و روحش در آرامش ابدی . شادروان سیدحسن صدری و شادروان مروت فروغی: خواستم در یادمان این دو عزیز سفر کرده برای هرکدام مطلبی بنوبسم ولی انصاف ندیدم که این دو عزیز را با نوشتهام از هم جدا نمایم و قلم یاری آن نداشت که خطی بنگارد به ناچار متنی را که در زمان پروازشان قلمی کرده بودم دوباره نویسی کردم . مانده از شبهای دورا دور بر مسیر خامش جنگل سنگچینی از اجاقی خرد اندرو خاکستر سردی داستانی حاصلش دردی لحظهای پلک بر چشمان خود نهید در طبیعت خیالانگیز به دنبال خود بگردید ، آنانکه به کوه میروند در طبیعت به دنبال چه میگردند ؟ مگر جز اینست که به سکوت دلانگیز کوه و موسیقی دلنواز رودخانهها پناه میبرند و در جستجوی آرامش و فرصتی برای رجوع به دل خویش به راز و نیاز میپردازند . آرامش ابدی در چنین فضای زیبایی دو تن از دوستداران و عاشقان طبیعت را برای همیشه از میان ما برد و خواب ابدی این دو دلداده طبیعت برای همیشه داغی غمین بر دل خانوادهها ، دوستان و یاران همنوردشان شد . آنانکه دوستدار طبیعتند سید حسن را در جای جای این کوهها و صخرهها با آن آوای موسیقی که از ضبط صوت همراهش بلند میشد به خاطر دارند و او را با آن لبخند زیبایش و آوای موسیقیش که برای همیشه در این کوهها پژواک خواهد داشت از یاد نخواهند برد . و مروت که با آن اسم با مسمایش آینه نمام نمای مروت – مردانگی و صداقت بود در همراهیش با دوستان در همه کارها پیش قدم بود و برای آوردن هیمههای اجاق دوستانش پیشقدم و دیگر اجاق سنگچین همنوردانش دیگر بوسیله او افروخته نخواهد شد . ولی رقص شعلههای آتش دلسوز او در هر کران پیداست . این دو دلداده طبیعت بارها همصدا باهم آوا سر داده بودند : داغلارین قاری منم گون دوشسه اریمرم قبریم داغلاردا قاز داغچیام چورومرم دوستانشان هر لحظه که بر بالای آن صخره در میان رودخانه قدم گذارند با فریادها و مویههایشان یادشان را گرامی خواهند داشت و آهسته قدم در آرامگاهشان خواهند گذاشت که مبادا ترک بردارد چینی تنهائیشان . ایزد رحمتشان کناد و بر ما رحم که ماندگانیم . ياسين كاسبي تشکیل گروههای کوهنوردی چکونگی دریافت مجوز گروه از فدراسیون کوهنو ردی لزوم تشکیل گروههای کوهنوردی ثبت شده شناسنامهدار که از طرف فدراسیون به رسمیت شناحته میشوند. با توجه به اینکه کوهنوردی یک ورزش گروهی است و بنابه دلایلی معمولا ورزشکاران و افرادی که به کوه میروند در جاهای خلوت و در دامنه دل پذیر طبیعت هستند و معمولا روحیه سازش پذیری دارند و کسانی که این رشته را ادامه میدهند در مقطعی از فعالیت خود احساس میکنند که باید تنهایی به کوه بروند که به نظر میرسد جهت رشد فکری و افزایش روحیات و تفکر درسکوت دلچسب طبیعت بهره میبرند تنهایی به دل کوه و طبیعت میزنند که این زمان برای کوهنوردی حرفهای شدن لازم است . ولی باز هم به جمع میپیوندند و با تشکیل گروه به قلل بلند صعود میکنند . با توجه به موارد بالا از تمامی کوهنوردان عزیز هشترود که مدام به کوه میروند در خواست میشود که با مراجعه به هیئت کوهنوردی و تشکیل پرونده و پرکردن فرمهایی که به هیئت استان و فدراسیون ارسال می شود یک گروه ثبت شده و شناسنامهدار داشته باشند که حد اقل از طرف فدراسیون پروانه گروه صادر میشود که فوابد زیر را برای گروههای میتوان بیان کرد : 1 - انتخاب مسئول و سرپرست مشخص برای گروه و سازماندهی با اهداف مشخص . 2 - تنظیم برنامه مشخص سالانه و برنامه ریزی و افزایش آگاهیهای لازم کوهنوردان . 3 - مورد حمایت قرار گرفتن و به رسمیت شناخته شدن از طرف هیئت و فدراسیون کوهنوردی کشور با دریافت امکانات و در مواقع حوادث فدراسیون موظف به اعزام گروه امداد و نجات حتی هلیکوپتر میباشد مسئول فنی هیئت کوهنوردی هشترود قابل توجه کوهنوردان محترم دریافت کارت بیمه ورزشی کوهنوردان عزیز جهت دریافت کارت بیمه یکساله با مدارک زیر به هیئت کوهنوردی یا کارشناس تربیت بدنی هشترود مراجعه نمایمد. 1 - عکس 4×3 یک قطعه ( درج مشخصات در ظهر عکس ) 2 - واریز مبلغ دوهزار تومان به حساب شماره 52109 شعبه پیام انقلاب بانک ملی بنام فدراسیون پزشکی ورزشی جهت شرکت در برنامههای هیات کوهنوردی داشتن کارت بیمه الزامی میباشد
گفتگو با آقای غفور محمد نژاد پیشکسوت کوهنوردی هشترود ( مسئول کمیته فنی هیات ) حاج غفور محمدنژاد این همنورد صمیمی و پر عاطفه و مملو از احساس مسئولیت را شاید بتوان در زمره بهترین کوهنوردان ایران نامید چون خصوصیاتی دارد که در کوهنوردان بزرگ دنیا میتوان دید علاقه،اراده ، پشتکار،آمادگیجسمانی،مسئولیت پذیری ، شخصیتی منحصر و خیلی خصوصیات مثبت دیگر .. با شناختی که از او دارم در برنامههای مختلف با توان او آشنا شدهام او در حد یک هیمالیانورد میباشد شاید اگر امکانات فراهم میشد او نیز به آرزوی دیرینه خود قدم نهادن بر بام دنیا اورست که آرزوی نهایی هر کوهنوردی است نایل میشد به امید آن روز . در زیر مصاحبه آقای بهرام یعقوبی با او را میخوانیم : 1.لطفا بیو گرافی خود را بیان کنید ؟ من در سال 1337 در شهرستان هشترود متولد شدم . شغل من فروشندگی لوازم یدکی است و کوهنوردی را در سال 56 شروع کردم . 2.از چه دوره زمانی با کوه آشنا شدید ؟ من و دوستانم در سالهای 55 و 56 کوهنوردی را به عنون یک ورزش انتخاب کردیم. در آن زمان امکاناتی که الان در شهرستان وجود دارد، نبود و ماهم به دلایل مختلف از جمله کمبود امکانات ورزشی به سمت ورزش کوهنوردی کشیده شدیم . 3.چه انگیزهای شما را به ورزش کوهنوردی کشاند ؟ ما از همان زمان جوانی به علت دلبستگی خاص یه طبیعت و زیباییهای آن با توجه به امکانات ناچیزی ورزشی برای سالم نگهداشتن بدن خود ،ورزش کوهنوردی را به عنوان ورزشی محبوب خود برگزیدیم 4.آیادرآن زمان برای پیشرفت ورزش کوهنوردی تیمی را تشکیل دادید ؟ نه خیر زیرا امکانات و توان مالی به ما اجازه تشکیل تیم کوهنوردی و یا هیئت کوهنوردی را نمیداد . هرچند که به صورت گروهی و با دوستان هم سن و سال خود به کوه میرفتیم ولی به دلایلی که به آن اشاره شد این ورزش گروهی به ایجاد تیمی مختص کوهنوردی منجر نشد . 5.تفاوت ورزش کوهنوردی با سایر ورزشها چیست ؟ علیرغم اینکه تمامی ورزشها به نوعی دوستداشتنی و برای سلامتی انسان مهم هستند ولی در کوهنوردی و در کوهنوردان و دوستداران طبیعت صداقتی وجود دارد که با صداقت ورزشکاران در ورزشهای مختلف قابل مقایسه نیست همچنین کوهنوردی تنها ورزشی است که سکوی قهرمانی ندارد . 6.تا چه حد در کارهای زیست محیطی به فعالین محیط زیست کمک میکنید ؟ ما هر موقع که برنامهای از طرف اداره محیط زیست و یا گروه غیر دولتی ترتیب داده شده است استقبال کرده و در حد توان به بهتر برگزار شدن برنامههای آنها کمک کردهایم و حتی خودمان نیز سعی می کنیم دیگر دوستان و همنوردان را به برنامههای زیست محیطی تشویق کنیم 7.کارهای هیئتهای قبلی و فعلی کوهنوردی را چگونه ارزیابی میکنید ؟ من به نوبه از طرف خودم و سایر همنوردانم از کارهایی که هیئت کوهنوردی قبلی برای هیئت شهرستان انجام دادند تشکر میکنم علیرغم اینکه هدف هیئت قبلی همانند هیئت فعلی کمک به توسعه ورزش کوهنوردی بود ولی کارهای انجام یافته توسط آنها بیشتر جنبه فردی داشت بود تا گروهی. ولی نقطه قوت هیئت فعلی همان خصلت گروهی است که بیشتر تصمیمات و کارهای هیئت فعلی با نظر اعضای هیئت انجام میپذیرد ولی در کنار آن بازهم نقاط ضعفی در کارهای هیئت فعلی وجود دارد . 8.تا چه حد کلاسهای برگزار شده کوه پیمایی و کوهنوردی جهت آشنا نمودن همنوردان با فنون کوهنوردی موفقیت آمیز بوده است ؟ کلاسهایی که تاکنون چه در زمان هیئت قبلی و چه در زمان موفقیت فعلی برگزار شده در بالا بردن اطلاعات و مهارتهای فنی کوهنوردان شهرستان ما موفقیت آمیز بوده است ولی این کلاسها بايد همچنان ادامه داشته باشد 9.دیدگاه مردم هشترود نسبت به ورزش کوهنوردی را بیان کنید ؟ به نظر من دیدگاه مردم هشترود نسبت به ورزش کوهنوردی در مقایسه با گذشته بسیار تفاوت کرده است . در گذشته به علت بیاطلاعی و یا نداشتن اطلاعات کافی و دقیق نسبت به ورزش کوهنوردی این ورزش در شهرستان به دیده تحقیر آ میز نگریسته میشد ولی با گذشت زمان و با گسترش تکنولوژی و رسانههای صوتی و تصویری و رسانههای مکتوب و با لا رفتن سطح سواد در جامعه موجب آگاهی مردم به فواید ورزش و بخصوص کوهنوردی وفرهنگ کوهپیمایی و طبیعت گردی در بین مردم شریف منطقه جا افتاده و جایگاه خود را میرود که بهبود بخشد . 10. چه پیشنهادی برای موفقیت و پیشرفت ورزش کوهنوردی در شهرستان دارید ؟ به نظر من اگر هیئت کوهنوردی بتواند برنامههای برگزار شده خود را در آغاز هر سال به صورت مکتوب و با نظرخواهی از همنوردان اعلام کند بهتر میتواند در خدمت ورزش کوهنوردی شهرستان باشد . از سوی دیگر در کنار این برنامهها بایستی برنامههای علمی و فنی نیز در راس کارهای هیئت قرار گیرد تا بتواند با استفاده از شیوههای متفاوت ورزش کوهنوردی را در بین اقشار مختلف مردم جاری کند . برنامه منظم برای کوهنوردی بانوان هم میتواند در موفقیت این ورزش در شهرستان مهم ارزیابی کردد . +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++
اخبار ورزشی - کوهنوردی و خبرهای خوش با اما و اگرها و شایدها !!! اول : به زودی دیواره سنگنوردی مصنوعی بعداز سالها قرار است در سالن ورزشی 2000 نفری جدیدالاحداث نصب شود تا کوهنوردان بتوانند از آن بالا بروند . اگر مثل چند ماه پیش بودجه اختصاص یاقته به آن را به آکادمی المپیک تهران اختصاص ندهند از ما اندازه محل نصب آنرا خواستهاند و حتی آگهی واگذاری به مناقصه برای ساخت آن از طرف شرکت توسعه و تجهیز تربیت بدنی در روزنامه کیهان درج شده قول دادهاند در 2 تا 3 ماه آینده نصب کنند ولی بازهم با اما و اگرها !!!! دوم : سالهاست وقتی از کوه برمیگردیم با حسرت به محل استخر نگاه میکنیم و آه از دل که کی آماده میشود تا به محض بازگشتن از کوه تن خود را به آب بزنیم و در جکوزی و سونا خستگی کوه را از تن به در کنیم ولی بازهم حسرت نگاه است که با ما مانده و سالهاست جوانان شهر برای استخر به جادههای پرخطر راهی میشوند به شهرهای همجوار شاید تابستان امسال و اگر تا امایی دیگر ............. سوم : قرار است برنامههای سال 86 طبق برنامه که در این ویژهنامه آمده اجرا شود. اگر حداقل هزینه ایاب و ذهاب را بدهند چون در سال 85 برای هیات کوهنوردی چیزی شاید و اگر امسال هزینهای پرداخت شود بازهم بنام ما باشد و به کام دیگران بازهم شاید !!! اگر و. . . سخنی گهربار از مولا علی (ع) بگذارید و بگذرید ، ببینید و دل مبندید ، چشم بیندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 0:41 توسط یاسین
|
|
||